1- هردو با پشتیبانی و کمک نیروی نظامی وفادار بر سر کار مانده اند.
4- هر دو بیت المال و تمامی فرصتهای اقتصادی را در درجه اول به نیروی نظامی وفادار خود ارایه می کنند.
5- هر دو در سوء مدیریت در دنیا سرآمد هستند.
6- هر دو دشمن سرسخت مطبوعات آزاد هستند و تمام دنیا را هم دشمن و عامل بدبختی خود می دانند.
7- هر دو برای از زیر فشار جهانی در رفتن، یک زیر دست تدارکاتچی را سپر خود می کنند. ( احمدی نژاد در ایران و مورگان چانگیرای در زیمباوه)
8- هر دو زمانی مخالف، در زندان و در حال مبارزه بوده اند و ادعای تلاش برای آزادییشان گوش فلک را کر می کرده است
9- هر دو به شدت محتاج چاپلوسی اطرافیان هستند.
10- هر دو مردم را به مرگ می گیرند تا به تب راضی شوند.
حالا ممکن است بپرسید پس چرا تورم ما یک میلیون درصد نیست و مردم هم از 34 سال بیشتر عمر می کنند و ... علتش در یک تفاوت عمده خلاصه می شود و آن اینست که رهبر مادام العمر ایران نفت دارد و متاسفانه خواهد داشت ولی این رهبر زیمباوه بدبخت نفت نداشته است تا نالایقی خود را با آن بپوشاند و برای همین هم گند کارهایش امروز دنیا را از جا برداشته است. حالا اگر باید حتما تجربه زیمباوه در ایران تکرار شود باید تا زمانی که این نفت بد یمن در این کشور تمام می شود صبر کنیم وگرنه تا دنیا بوده است، جاهل و چاپلوس و خائن بوده است و هست و خواهد بود.








